|
تراووش مغز من
|
و معنی می شد : آخرین نفست رو بکش ... برو بمیر
متالیکا از روزمرگی و خشم فریاد می زد که : frantic- آتشین و خشمگین ، تیک تاک ساعت -ترجمه می شد :بریم بمیریم !
مارلین منسون ترانه Sweet Dreams رو می خوند که : رویا های خوش برای آدم معمولی تکرار آرزو های تکراری و دیدن آدم های تکراری شده- و ترجمه شد : مرگ ، باید مُرد !
چهره ی موسیقی و فرهنگ متال رو سیاه و تاریک و رو به سیاهچاله نشون دادند ، و مرگو خودکشی رو عاقبتش !!!
یه چیز جالبی که تمام روان شناس های نون خور صدا و سیما توی این برنامه تایید کردن این بود : ضعف فرهنگی و کمبود های عمیقی توی جامعه هست که جونای ما رو داره به فرهنگ جدید تری هدایت می کنه ...متاسفانه تمام تقصیر ها رو می خواستند بندازند گردن خوانواده .....
بقیه حرف ها هم تکراری : سکX بده! ، تو این پارتی ها همه موادی اند!! و برای مواد زدن جمع می شند!!! ، دور هم جمع نشید و شادی بکنید!!!! چون بکارتتون از بین میره
، بی بکارت شما یک فاحشه اید !!!! و ما هم وظیفه مون حفظ بکارت شماست...
از همه جالب تر دختری بود که گفت بد بخت شدم ، خوانواده ام از دستم رفت ..
.من یه پیام براش دارم :
تو چیزی به جز 3 گرم پوست از دست ندادی ، تو برای ما یک آدم هستی، حالا اگر خوانوادت تو رو با 3 گرم کمبود وزن نمی خوان ، بدون اون خوانواده لیاقت تو رو نداره ، در عوض هزاران متالر هستن ، که تو رو نه به عنوان یه فاحشه ، و نه به عنوان یه دختر بدبخت بی سر پناه ، بلکه به عنوان یک آدم بالغ توی جامعه خودشون قبول می کنن ، و به تو احترام می زارند .و کنار تو کمبود ها و درد ها رو فریاد می زنن ...حتی اگر شنیده نشند ...و یا سرکوب بشند
در ضمن آخرین مهمونی تابستون رو جشن میگیریم