|
تراووش مغز من
|

وضع
قوانین تو هر کشوری نشان از درک و آگاهی قانون گذار از اتفاقات تو جامعه داره و
این قضیه باعث شده که در کشورهای مختلف و حتی در تقسیم بندی کوچیکتر قوانین متفاوت
وضع بشه مثلا در یک قسمت دنیا میبینی که سقط جنین با شرایط ساده تری انجام می شه و
در جای دیگه مثلا کاملا ممنوع هستش!!
واقعیت
اینه که دوستانی که از فرنگ !؟ اومدن وقتی قوانینش رو میگن باعث میشه به فکر فرو
بری
مثلا تو
کشوری مثل کانادا با فرهنگ های مختلف مثل فرانسوی و انگلیسی و تحت تاثیر مستقیم
آمریکا وقتی یک نفر جرمی مرتکب میشه تذکری وجود نداره جریمه در اولین قدم و در
ادامه شخص رو برای رسوندن به شرایط ایده آل تحت نظارت قرار میدن .
یک مثال و
مقایسه میتونه مشخص کنه که قضیه چیه :
اگر یک
فرد در حال حرکت به سمت مثلا شهر لاس وگاس باشه در صورت مصرف مواد یا مشروبات
الکلی درحین رانندگی توسط پلیس متوقف بشه ابتدا پرسش میشه در صورت شک کردن به شخص
آزمایش میگیرن اگر الکل مصرف کرده باشه جریمه و 24 ساعت زندان داره و اگر کوکایین
یا ماری جوآنا مصرف کرده باشه جریمه میشه و به مقر پلیس برده میشه تا بعد از یک
پذیرایی با ویتامین بتونن اونو به حالت عادی برگردونن تا رانندگی بکنه اما تو
ایران بعد از متوجه شدن از مصرف هر گونه مواد ومشروبی اونو به دادگاه می فرستن تا
محکوم بشه و یک پرونده براش تشکیل میدن تا به عنوان اراذل و اوباش شناخته بشه و علاوه بر جریمه نقدی با آبروی شخص هم بازی می
کنن
در واقع
این دو رفتار متفاوت در رابر جرم به خاطر شناخت از جرم هست
شناختی که
در جوامع مختلف فقط از طریق مقایسه قابل بررسی هست و قانونگذاران با دیدگاه و
مشاوره های متفاوت به اون برداشت از اتفاقات میرسه که چه قانونی رو برای عمل و چه
جریمه ای رو برای کدوم جرم بر حسب درجه اون تصویب و تعیین کنه
امید
داریم که روزی در کشور خودمون هم با دید کارشناسی و انسان شناسی که به قضایا داریم
بتونیم قانون تصویب کنیم و از اجرای اون لذت ببریم (یعنی میشه؟؟؟؟!)
ایجاد یک
تفریح در کشور ما مستلزم همسو بودن با تفکرات اسلامی است که خود این مطلب باعث شده
خود به خود خیلی از کارهایی رو که میشه انجام داد باید بایکوت کنیم چون با تفکرات
خشک مذهبی همخونی نداره
در نگاه
اول ضد دین و در برداشت های بعدی ضد اخلاقی جامعه گریز و خلاف عرف نام گذاری میشه
یک سوال
به وجود میاد اونم اینکه اگر کاری خلاف عرف جامعه گریز و ضد اخلاقیه پس چرا حدود
20 در صد جامعه مداوم 15 درصد گهگاهی و 7 درصد جامعه در زمان تعطیلات و جشنهای خود
به آن رو می آورند؟!؟!؟!؟!؟!
یادمه یه
زمانی در مورد هر موضوعی میخواستم یا اراده میکردم مطلب می نوشتم
الان یه
مدته که دیگه مغزم جواب نمی ده عین این می مونه که میری بانک
میدونی
بانکه کارت عابر دستته باید بکنی تو دستگاه اما نمی دونی برای چی
تازه اگر
بدونی بازم موفق نیستی چون رمز کارتت رو عوض کردی دیگه یادت نیست
مغز منم
شده مثل اون کارت عابربانک هر دفعه یه سری چیز جدید میاد توش ولی چون رمز عبور
نداره نمیشه ازش برداشت کرد انگار تو یه کرکم گیر کرده همه چیز قشنگه ولی توهمه
یه مطلبی
که یادمه باید در موردش مینوشتم الان دیگه یادم نیست مغزم برای مدت یه ماه پریوده
اون چیزایی
که مینویسم از درد و فشار و اعتیاد به نوشتن ناشی شده
اما جالب
اینجاس که دارم 27 سال زندگی رو تموم میکنم اما هنوز دریغ از یه زندگی آروم و حتی
یه چیز رو اصول تو این جامعه, بعضی وقتا فکر میکنم که داره دنیا تموم میشه بعد
میبینم نژادی احمق یا بر عکس کنتورو سرعت
گیر رو برداشته مثل بنز خالی میبنده تخمشم نیست که بقیه هم میفهمن گوسفند نیستن
یا مثلا
فلان گاوصندوق, یه مشت گاو فکر کردن تو قلعه حیوانات هستن برای خودشون فرمانروایی
راه انداختن شدن صاحب به اصطلاح بیت المال ملت , یا اون بدبختی رو میبینم که بعد
از یه عمر زحمت کشیدن برای کشور و منطقه خودش با سابقه 20 ساله مدیریت ازسطح پایه
تو آموزش یه شبه از مدیریت آموزش و پرورش استانش میشه دبیر فلان درس تو فلان
شهرستان کسشر که فقط در جهت خراب شدنشه و اطرافیان همون نژاد احمق یه نمیدونم قاطر
یا بوزینه یا هر چی میزارن جای اون اونم با تحقیق !!!!
خلاصه
مغزم دیگه گوزیده چت زده یا هر چیزی که فکر کنید همونه شده زده یا میزنه بازم هر
جور دوست دارید ولی موندم چرا مدیاپورتال دان شده توکف موزیک روز موندیم